تبليغاتX
هر چی بخوای اینجا پیدا میشه

هر چی بخوای اینجا پیدا میشه

دانلود کتاب موبایل + نرم افزار های کاربردی + داستان و مطالب + دانلود آهنگ + همکاری شما

دلتنگی

برای دلتنگی هيچ بهانه ای نيست ! برای گريه ديگر شانه ای

نيست ! ميدانم که فراموشم کردی زود !از من گذشتی گلايه ای

  نيست

بدترین موقع دلتنگی زمانی است که پیش کسی که دوستش داری

  باشی ولی بدونی که هیچ وقت بهش نمی رسی.

 می دانم روزی از کوچه دل تنگی هایم گذر خواهی کرد

 من آن روز کوچه را با اشک هایم آب خواهم داد

 تا بوی خوش آمدن یار همه را با خبر کند

 و به انتظار دیرینه من پایان دهد

 


  من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو

 به دو چیز اعتقاد دارم یکی خدا و دیگری تو

 من در این دنیا دو چیز میخواهم

 یکی تو دیگری خوشبختی تو

 من این دنیا را برای دو چیز میخواهم

 یکی تو و دیگری با تو ماندن تا همیشه

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:18  توسط فرشته  | 

محبت

محبت آتشی در جانم افروخت / که تا دامان محشر بایدم سوخت

عجب پیراهنی بهرم بریدی / که خیاط اجل می بایدش دوخت

 

محبت چیست تاثیر نگاهی / چه شیرین زخمی از تیر نگاهیست

به صید دل روی ترکش بینداز / که این نخجیر نخجیر نگاهیست

 


در شبی از شب های فصل خزان در حالیکه بی اختیار در کلبه سرد وخاموش زندگی رو به پنجره نشسته بودم و نه به فکر طلوع فرداهای بی پایان بودم ونه زندگی دوباره ناگهان تو مانند شهابی از بالای سرم گذشتی و مرا به زندگی امیدوار کردی پس به تو می اندیشم

 


کاش می شد اشک را تهدید کرد

 کاش می شد لحظه دیدار را تمدید کرد

 کاش می شد در غروب لحظه ها

 لحظه ای با تو بودن را تمدید کرد

 یک نفر عشق را از کوچه ما دزدیده است

 این خبر در کوچه های شهر ما پیچیده است

 دوره گردی در خیابانها محبت می فروخت

 گویا او هم بساط خویش را بر چیده است

 زندگی حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد

 زندگی بال وپر است با وسعت عشق

 ...اشک در چشمان من دنیای غم دارد ولی

 خنده بر لب می زنم تا نفهمد کس راز مرا

 گفتی که به احترام دل باران شو

 باران شدم و به روی گل باریدم

 گفتی که ببوس روی نیلوفر را

 از عشق تو گونه های او بوسیدم

 گفتی که بیا ولحظه ای مجنون باش

 مجنون شدم و از دوریت نالیدم

 


 خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟

 


 

تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي

 


دوست دارم موقعی که مردم مرا در تابوت سیاهی بگذارند تا سیاهی آن با سیاهی

   زندگیم یکسان شود و دستهایم را بیرون بگذارند تا همه بدانند که به آنچه خواستم

 نرسیدم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:9  توسط فرشته  | 

پنجره ای رو به زندگی

بگذار تا شیطنت عشق،

چشمان تو را به عریانی خویش یگشاید،

هر چند آنجا جز رنج وپریشانی نیست

اما . . .

کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن!

دکتر شریعتی


یک لحظه تمام آسمان را در هاله ای از بلور دیدم.

خود را تو را زندگی را در دایره های نور دیدم.

 


شاید یکی هست که شبا واسه این که خوابتو ببینه به خدا التماس میکنه شاید یکی هست که وقتی تو را میبینه دستاش یخ میکنه و تپش قلبش هر لحظه بیشتر میشه شاید یکی هست که به خاطر تو شبا تو دریایی از اشک میخوابه ولی تو اونو نمیبینی شایدم

..............هیچوقت نبین


تنها راه بافتن رنگین کمانها،

نگریستن از راه دل است.

تنها راه زنده کردن قصه های دلنشین،

نشستن بر شهپر خیال و یاری جستن از نیروی ذهن است.

تنها حای که می توانی آرامش را بحویی،

درون روح خود توست.

چه . . .

رنگین کمانها،

قصه های دلنشین و آرامش،

گنجینه هایی هستند که از درون به برون فرا می رویند. 

Evelyn k.tharp


نویی که . . .

دوست داشتنی،شگفت انگیز و ارزشمندی .

این همه را قدر بدان .

کسی که تمام و کمال چون تو باشد ،

نه تا کنون وجود داشته ،

و نه زین پس خواهد بود .

نو یگانه ای ،

تو اصیلی ،

و تمام چیز های که از تو موجودی بی مانند ساخنه اند ،

سزاوار ستایش اند و عشق .

نویسنده:پیتر.ا.مک و ویلیام

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 13:50  توسط فرشته  | 

بگذار هر روز

بگذار هر روز،

                 رویایی باشد

                                   در دست.

بگذار هر روز،

                  عشقی باشد،

                                       در دل.

بگذار هر روز،

                  دلیلی باشد،

                                    برای زندگی.

نویسنده:آدرین گراد

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 0:16  توسط فرشته  |